ایوای

1404/8/28
ای وای از این غم‌ها۲

مظلومه یار من مقتول پشت در
علی شده تنها حبیبهٔ حیدر

میان این مردم غریب و تنهایم
بعد از تو یا زهرا اسیر غم‌هایم

کبوترم رفتی چه زود از این خانه
نشسته در ماتم خانه و کاشانه

یار جوانی من زهرا حلالم کن
ای قدکمان من زهرا حلالم کن

بیت علی امشب تاریک و خاموش است
در ماتمت زهرا زغم سیه پوش است

پروانه‌های تو امشب عزادارند
طفلان معصومت از دیده غمبارند

سوسو زنان(۱) رفتی شمع علی امشب
بی تو چه سازم با چشم تری زینب

اجر رسالت را چه خوب ادا کردند
به آل پیغمبر ظلم و جفا کردند

ز کینه آزردند سردار خیبر را
زدند و با سیلی یاس پیامبر را
(ابراهیم ریاضی)
ــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱- سوسوزنان یعنی چراغ کم نور
گاهی روشن گاهی خاموش)

بیت ولایت

بیت ولایت
سردار خیبر، امشب غریب است
بی یارو همدم، او غم نصیب است
با زینبینش گوشه ای گریان نشسته
از داغ یار خستـه و پهلو شکسته
وای ازمصیبت۲


بیت ولایت، صفاندارد
بی نورمادر، ضیاء ندارد
آتش گرفته پیکر پروانه ای او
گشته خموش شمع شب کاشانه ای او
وای ازمصیبت۲


زینب بگرید، با آه و زاری
از داغ مادر، با بی‌قراری
گوید دمادم مادرخوبم کجایی
رفتی چه زود مادر نبود وقتی جدایی
وای از مصیبت ۲


بی تاب گشته، نوری دو عینش
هر لحظه گرید، یک سو حسینش
گوید کجایی ای صفای خانه ای ما
رفتی چه زود مادر تو از کاشانه ای ما
وای ازمصیبت۲


از کوچه گوید، با سوز سینه
حسن غریب، شهر مدینه
با ضرب سیلی عدو ای مادر من
خوردی زمین در پیش چشمان تر من
وای ازمصیبت۲
(ابراهیم ریاضی)

مدح حضرت زهرا س

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مدح حضرت زهرا س
ــــــــــــــــــــــــــــ
آنکه باشدمحوری خلقت به خلقت فاطمه است
پـرتـوی نوری حقیقت درحیقت فاطمه است
نــور زهـرا مظهر رحمت زسوی حق بود
آنکه باشد نور از دریای رحمت فاطمه است
ـــ

کیست این بانو؟ که آیندساکنان نه فلک
در طواف خانه اش شام وسحرفوج ملک
نور زهرا چشمه ساری نور ذاتی کبریاست
نور می‌تابد ز بیتش او سـمـا را تا سمک
ـــ

فـــاطمه ام الائــمــه همسر او حیـدر است
شوهرش خیبر گشا و باب او پیغمبر است
من چه گویم ازصفات دختر خیرالانام
فاطمه خیرالنساءو برائمه مادر است
ـــ

لب گشوده در ثنای او خدا در مصحفـش
کوثروانسان ویاسین مدح شان و شوکتش
همنشین هـا جـرو حواست کـنـیـز فاطمه
هر سحر باشد ملائک خادم و جاروکشش
ـــ

گل در عالم شد معطر با ولای فاطمه
سرمهٔ چشم خلایـق خاک پای فاطمه
سائلـی بیتـش تـفـاخر میکنـد برعالمی
افـتـخـار مـا بود هستیـم گـدای فاطمه
ـــ

عرش وفرش وکرسی ولوح وقلم پابست اوست
خلقت و ایجاد عالـم از طفیل هست اوست
او سواره روز محشـر وارد محشـر شود
حکم و فرمان خدا بهر شفاعت دست اوست
ـــ

کیستی بانوکه با این عزت وشأن ومقام
کیستی بانوکه آرد جبرئیل برتو پیام
این بود بس، درمقام و عزت تو فاطمه
وقتی که پیغمبر اکرم کند برتو سلام

(ابراهیم ریاضی)

مدح حضرت زهرا س

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مدح حضرت زهرا س
ــــــــــــــــــــــــــــ
آنکه باشدمحوری خلقت به خلقت فاطمه است
پـرتـوی نوری حقیقت درحیقت فاطمه است
نــور زهـرا مظهر رحمت زسوی حق بود
آنکه باشد نور از دریای رحمت فاطمه است
ـــ

کیست این بانو؟ که آیندساکنان نه فلک
در طواف خانه اش شام وسحرفوج ملک
نور زهرا چشمه ساری نور ذاتی کبریاست
نور می‌تابد ز بیتش او سـمـا را تا سمک
ـــ

فـــاطمه ام الائــمــه همسر او حیـدر است
شوهرش خیبر گشا و باب او پیغمبر است
من چه گویم ازصفات دختر خیرالانام
فاطمه خیرالنساءو برائمه مادر است
ـــ

لب گشوده در ثنای او خدا در مصحفـش
کوثروانسان ویاسین مدح شان و شوکتش
همنشین هـا جـرو حواست کـنـیـز فاطمه
هر سحر باشد ملائک خادم و جاروکشش
ـــ

گل در عالم شد معطر با ولای فاطمه
سرمهٔ چشم خلایـق خاک پای فاطمه
سائلـی بیتـش تـفـاخر میکنـد برعالمی
افـتـخـار مـا بود هستیـم گـدای فاطمه
ـــ

عرش وفرش وکرسی ولوح وقلم پابست اوست
خلقت و ایجاد عالـم از طفیل هست اوست
او سواره روز محشـر وارد محشـر شود
حکم و فرمان خدا بهر شفاعت دست اوست
ـــ

کیستی بانوکه با این عزت وشأن ومقام
کیستی بانوکه آرد جبرئیل برتو پیام
این بود بس، درمقام و عزت تو فاطمه
وقتی که پیغمبر اکرم کند برتو سلام

(ابراهیم ریاضی)

کیست زهرا

کیست زهرا
ــــــــــــــــــ
کیست زهرا آنکه مدحش درکلام داوراست
کیست زهرا آنکه یاس حضرت پیغمبراست
کیست زهرا همسرساقی حوض کوثراست
کیست زهرا یاورحبل المتین پشت دراست

جبرئیل هردم زند پر روی بام فاطمه
کس نداند جزعلی شأن ومقام فاطمه

مظهر نوری خدای لم یزل زهرا بود
من چه گویم در صفاتش بی بدل زهرا بود
زهره‌ای که نور گیرد مهر عالم تاب از او
منظر و آینه خیرالعمل زهرا بود

اوست شمع و ساکنان نه فلک پروانه‌اش
جبرئیل فرمانبر زهرا و اهل خانه‌اش

برمحبانش به محشر اوعنایت میکند
شیعیان مرتضی را او شفاعت میکند
ازامام خودعلی عمری حمایت میکند
جان فشانی در رهٔ عشق ولایت میکند

شاهد غمهای او زینب میان خانه بود
اوبسان شمع میسوخت زینبش پروانه بود

حیدری مشکل گشا مشکل گشایش فاطمه است
همدم هم کفو و یار باوفایش فاطمه است
مرتضی رامرحم دردو دوایش فاطمه است
کشتی صبر علی را ناخدایش فاطمه است

بی سبب نیست پشت در ضربه به پهلویش زدند
بین کوچه راه گرفتند سیلی بر رویش زدند
(ابراهیم ریاضی)

حضرت زهرا س

سرود ولادت حضرت زهرا س
ـــــــــــــــــ
آمده امشب، کوثر طاها
شده تـولـد ، ا م ابـیـهـا
سلاله ای ختم رسل آمده امشب
حضرت زهرای بتول آمده امشب
زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا۲
ـــ
بیت خدیجه، شده چو گلشن
یا رسول الله، چشم تو روشن
فاطمه با نور جلی آمـد خوش آمد
یاور مرتضی علی آمد خوش آمد
زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا
ـــ
محور خلقت، خوش آمدی تو
کلید رحمت، خوش آمدی تو
شفیعـه ای روزی جزا مـنـم گدایت
مـادری شـاه شهداء مـنـم گدایت
زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا
ـــ
شهر نبوت، صفا گرفته
ز نور زهرا، ضیا گرفته
بیت رسول مـدنـی گشته منور
مژده که شد ولادت زهرای اطهر
زهرا یا زهرا زهرا یا زهرا
ـــ
(ابراهیم ریاضی)
ــــــــــــــ

حضرت زهرا س

سرود ولادت حضرت زهرا س
مظهــر داور
دخت پیمبر
ام ا بـیـهـا
یاوری حیدر
خوش آمدی مادر سادات
خوش آمدی روح عبادات
مدد مدد حضرت زهرا 2
ـــ
حضرت زهرا
هـمـسـر مـولا
خوش آمدی تو
تـبــارک اللـه
ای سبب خلقت عالم
دختـر پیغمـبـر خاتم
مدد مدد حضرت زهرا 2
ـــ
یاس پیامبر
شـده تولد
سوره کوثر
شده تولد
مبارکه برای قرآن
کوثرو، الرحمن و انسان
مدد مدد حضرت زهرا 2
ـــ
بیت پیمبر
صفا گرفته
ز نور زهرا
ضیا گرفته
خدیجه همسر پیمبر
به دامنش سوره کوثر
مدد مدد حضرت زهرا 2
ـــ
غرق یم نور
تمام دنیاست
به شادی و شور
عالم بالاست
فرشته هاپرزند امشب
دورو بری مادری زینب
مدد مدد حضرت زهرا2
(ابراهیم ریاضی)

حضرت زهرا س

ولادت حضرت زهرا س
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
به بـوستـان نـبـوت کوثر آمد
بــه ارکان اما مت یاور آمد
ـــ
علیی مرتضی شاداست وخرم
که اورا همسرو ؛همسنگر آمد
ـــ
بشـارت بــاد سادات جهان را
کـــه نسل شیرحق را مادر آمد
ـــ
بـــگــیــرد گل صفا ازنام زهرا
گل و ریـحـــانــهٔ پـیـغمبر آمد
ـــ
مـطـوف گرد قنداقش ملائک
کــه مـحـبـوب خدای داور آمد
ـــ
بودلوح و قلم عاجز زمدحش
جــمـــال کـبـــریارا مظهر آمد
ـــ
بــود دریای رحمت درتلاطم
شفــیــع شیعیـان حـیـدر آمد

ولای مرتضی امریست. واجب
بــه دریای ولایت گوهر آمد

بـگـــو اللَّه ا کبر درمـقـامش
جهانی را که اسمش زیور آمد
( ابراهیم ریاضی)

حضرت زهرا

مدح حضرت زهرا س
ـــــــــــــــــــــــــــــ
آنکه باشدمحوری خلقت به خلقت فاطمه است
پـرتـوی نوری حقیقت درحیقت فاطمه است
نــور زهـرا داد عـزت بـر بشر روز نخست
آنکه باشد نور از دریای رحمت فاطمه است
ـــ
فـــاطمه ام الائــمــه همسر او حیـدر است
شوهرش خیبر گشا و باب او پیغمبر است
من چه گویم از صفاتش ای زبانـم لال باد
فاش گویم فاطمه مظهر ز حی داور است
ـــ
لب گشوده در ثنای او خدا در مصحفـش
کوثروانسان ویاسین مدح شان و شوکتش
همنشین هـا جـرو حواست کـنـیـز فاطمه
هر سحر باشد ملائک خادم و جاروکشش
ـــ
گل در عالم شد معطر با ولای فاطمه
سرمهٔ چشم خلایـق خاک پای فاطمه
سائلـی بیتـش تـفـاخر میکنـد برعالمی
افـتـخـار مـا بود هستیـم گـدای فاطمه
ـــ
در شبی میلاد او شادی کنان فوج ملک
در طواف خـانـــه او ساکـنــان نـه فلک
نور زهرا چشمه ساری نور ذاتی کبریاست
نور می‌تابد ز بیتش او سـمـا را تا سمک
ـــ
عرش وفرش وکرسی ولوح وقلم پابست اوست
خلقت و ایجاد عالـم از طفیل هست اوست
او سواره روز محشـر وارد محشـر شود
حکم و فرمان خدا بهر شفاعت دست اوست
(ابراهیم ریاضی)